نمونه سوالات قلم چی پنجم ابتدایی , عکسهای زلال در سریال فریها , خلاصه‌ قسمت اخر فصل دوم فریحا , كليپ عروسي , دانلود آهنگ مانی رهنما پروانه , طرز تهیه سوپ جو , بازی برای اندروید , دانلودعکس دیوار چین , دانلود آهنگ صیاد افتخاری, کرم بورسین در چه فیلم هایی بازی کرده است

 

 

خطای خانم های خانه دار

 

 

شما كدام‌یك از این اشتباه‌ها را مرتكب می‌شوید؟
بدانید كه سلامت‌تان در خطر است! مطمئنا این، خواسته هر كدبانویی است كه خانه‌ای پاكیزه داشته باشد اما شاید خیلی از ما ناخواسته، سلامت خودمان را قربانی نظافت منزلمان كنیم. این مطلب،‌ شما را با 5 نمونه از رایج‌ترین اشتباه‌هایی كه شاید از هر خانم‌ خانه‌داری سر بزند، آشنا می‌کند.

 

 

1 برای تمیزكاری همیشه عجله دارید؟
اگر پاك‌كننده را روی سطحی می‌پاشید و بلافاصله آن را خشك می‌كنید با این كار در واقع همه میكروب‌ها را سرجای خود باقی گذاشته‌اید. وقتی از یك ماده پاك‌كننده استفاده می‌كنید، این ماده سطح آلودگی را می‌پوشاند و برای اینكه بتواند میكروب‌ها را از بین ببرد نیاز به زمان دارد. اما وقتی به سرعت سطح ضدعفونی‌شده را خشك می‌كنید، میكروب‌هایی كه به‌جا می‌مانند، می‌توانند سبب بروز بیماری شوند.


• راه‌حل: از روی برچسب محلول ضدعفونی‌كننده زمانی را كه باید پاك‌كننده روی سطح باقی بماند بخوانید. این مدت برای اغلب پاك‌كننده‌ها 1 تا 3 دقیقه است اما بعضی از آنها كه برای تمیز كردن جاهای بسیار آلوده مثل محل نگهداری حیوانات به كار می‌روند باید تا چند روز باقی بمانند.

 

 

2 پاك‌كننده‌ها را با هم مخلوط می‌كنید؟
تركیب مواد ضدعفونی‌كننده با هم می‌تواند عواقب بدی داشته باشد. وقتی كه اسیدها و مواد سفیدكننده موجود در این پاك‌كننده‌ها با هم تركیب شوند تركیبات خطرناكی مثل گاز كلر تولید می‌شود كه بسیار سمی است. این گاز به خصوص اگر در یك محیط بسته باشید، می‌تواند كشنده باشد. تركیب سفیدكننده و آمونیاك هم بخاری تولید می‌كند كه سبب التهاب مجرای تنفسی و آسیب به ریه‌ها می‌شود. توصیه دانشمندان به خانم‌های خانه‌دار در یك كلام این است: «هرگز مواد پاک‌کننده شیمیایی را با هم مخلوط نكنید.»

 

• راه‌حل: هر بار از یك پاك‌كننده کم‌خطر استفاده كنید. اگر به یك پاك‌كننده قوی برای تمیز كردن چیزی مثل روغن گریس نیاز داشتید لازم نیست حتما سراغ یك ماده خطرناك بروید. كافی است از محلول 10 درصد سركه و آب استفاده كنید. تاثیری كه سركه در از بین بردن باكتری‌ها و براق كردن سطوح دارد خیلی زیاد است.

 

 

3 از دستكش پوشیدن فراری هستید؟
شاید فكر كنید دستكش فقط مخصوص پوست‌های حساس است ولی حتی پوست سالم هم نیاز به محافظت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد مواد موجود در اغلب پاك‌كننده‌ها كه عامل از بین بردن آلودگی هستند، سبب نفوذ ذرات سمی به زیر پوست می‌شوند. گروهی از حلال‌ها كه به اسم اترگلیكول‌اتیلن مشهورند، می‌توانند به گلبول‌های قرمز خون، كلیه‌ها و كبد آسیب وارد كنند و خطر سرطان را افزایش دهند. این ذرات سمی روی سیستم تولید مثل نیز اثر منفی به جا می‌گذارند و ممكن است سبب نازایی شوند. علاوه بر این تركیبات شیمیایی موجود در پاك‌كننده‌های خانگی به پوست هم آسیب وارد می‌كنند و باعث التهاب یا خشكی و ترك خوردن پوست می‌شوند. وجود چنین ترك‌هایی در پوست هم در واقع یك مسیر سرراست را برای ورود باكتری‌ها و مواد شیمیایی به جریان خون فراهم می‌كند.

 

• راه‌حل: دستكش بپوشید! حالا می‌خواهد یكبار مصرف باشد یا یك دستكش بادوام‌تر. برای هر كاری هم دستكش جدا در نظر بگیرید تا میكروب‌ها از طریق آنها منتقل نشوند. می‌توانید از رنگ‌های مختلف استفاده كنید تا با هم اشتباه نشوند. مثلا یك جفت دستكش زرد برای شستن ظرف‌ها و یك جفت قرمز هم برای شست‌وشوی سرویس بهداشتی.

 

 

4 بالش‌ها و ملحفه‌ها را دیر به دیر می‌شویید؟
همه ما خوب می‌دانیم كه شستن لباس‌های چرك و آلوده جلوی رشد و نمو موجودات میكروسكوپی و انگلی را می‌گیرد و محل زندگی را از وجود ذرات آلرژی‌زا پاك می‌كند. اما بعضی از خانم‌های خانه‌دار فراموش می‌كنند بالش‌ها، كوسن‌‌ها، ملحفه‌ها و مبل‌ها هم جزیی از محل زندگی ما هستند و بدن ما دایم در تماس با آنها است. تماس با لباس و رختخواب شسته نشده می‌تواند نشانه‌های حساسیت به گردوغبار و آسم را بدتر كند و سبب بروز اگزمای پوستی شود.

 

• راه‌حل: هر هفته ملحفه‌ها را با آب داغ بشویید. ماهی یكبار هم بالش‌ها، كوسن‌ها و راحتی‌ها را اتو بكشید یا با بخار خشك‌شویی كنید. اگر رختخواب‌تان از پر درست شده دقت كنید حتما عاری از موجودات انگلی مثل شپش و كنه باشد.

 

 

5 اسپری را از خودتان جدا نمی‌كنید؟
بیشتر مواد پاك‌كننده، چه به صورت محلول باشد چه به شكل اسپری، بسیار سمی هستند و استفاده بیش از حد آنها محیطی ناسالم را برای ما به وجود می‌آورد. استفاده بیش از حد از اسپری یعنی پخش كردن ذرات زیان‌آور به صورت گاز در هوا و در نتیجه جذب آن از راه چشم‌ها، بینی و دهان. این ذرات می‌توانند باعث سوزش مجرای تنفسی و ریه‌ها و ایجاد حساسیت شوند. آمارها نشان می‌دهد كسانی كه دست كم هفته‌ای یك بار از اسپری پاك‌كننده استفاده می‌كنند در مقایسه با آنهایی كه اصلا با این مواد كار نمی‌كنند 49 درصد بیشتر در معرض حمله‌های آسم هستند.

 

• راه‌حل: همیشه برچسب این محصولات را قبل از مصرف با دقت مطالعه کرده و اگر توصیه‌ای درباره نحوه مصرف آن داشت رعایت كنید. مثلا اگر لازم به استفاده از دستكش یا محافظت از چشم‌ها یا ضرورت استفاده از این مواد در یك محیط آزاد بود حتما این نكات را جدی بگیرید تا با كمترین آسیب به سلامتی‌تان پاكیزه‌ترین و سالم‌ترین محیط زندگی را برای خود و خانواده‌تان فراهم كنید.


منبع:tafrihi.com


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-20 توسط arenaweb |

 

جایزه ویژه جشنواره فیلم هالیوود برای «دنی بویل»

 

جشنواره فیلم هالیوود از «دنی بویل»، كارگردان و تهیه كننده سرشناس انگلیسی تقدیر می كند.برگزاركنندگانچهاردهمین جشنواره فیلم هالیوود اعلام كردند، «دنی بویل»، تهیه كننده فیلم «۱۲۷ ساعت» جایزه ویژه این جشنواره را دریافت خواهد كرد.

 

«دنی بویل» روز ۱۵ اكتبر جایزه ویژه تهیه كنندگان هالیوود را دریافت خواهد كرد. این كارگردان انگلیسی برنده جایزه اسكار در فیلم جدید خود زندگی كوهنورد معروف آمریكایی را مقابل دوربین برده است.

دنی بویل كه فیلم تحسین برانگیز «میلیونر زاغه نشین» او موفق به كسب هشت جایزه اسكار، ازجمله بهترین كارگردانی شد، زندگی «آرون رالستون»، كوهنورد معروف آمریكایی را در این فیلم به تصویر كشیده است و تیم نویسندگان و تهیه كنندگان فیلم «میلیونر زاغه نشین» در تولید این پروژه همكاری داشته اند.

«آرون رالستون» در ماه می ۲۰۰۳ عنوان كوهنورد خبرساز را در مطبوعات آمریكا به دست آورد. وی بدون آنكه به كسی اطلاع بدهد، عازم كوهستان شد، اما پس از آنكه پنج روز در زیر یك تخته سنگ گرفتار شد، با چاقو بازوی خود را قطع كرد تا جان خود را نجات دهد.

به گزارش هالیوود ریپورتر، «كریستین چولسون»، تهیه كنده فیلم «شبكه اجتماعی» ساخته دیوید فینچر نیز این جایزه را دریافت خواهد كرد.

طبق اعلام قبلی برگزاركنندگان جشنواره فیلم هالیوود، «شون پن» به پاس فعالیت ها و تلاش های انسان دوستانه و كمك به نجات جان انسان ها در كشورهای مصیبت زده، جایزه فعالیت های بشردوستانه را از این جشنواره كسب خواهد كرد. این بازیگر و كارگردان برنده دو جایزه اسكار روز ۲۵ اكتبر در لس آنجلس جایزه خود را دریافت می كند.... / خبرگزارى ايسنا


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-18 توسط arenaweb |

 

 

ديدارتيم‌هاي منچستريونايتد وليورپول ازهفته پنجم ليگ برترانگليس

 

سرمربي منچستر يونايتد از حضور مهاجم بلغارستاني و نيمکت‌نشين اين تيم مقابل ليورپول خبر داد.

"ديميتار برباتوف" مهاجم بلغارستاني منچستر که 2 فصل پيش با قرارداد 30 ميليون يورويي از تاتنهام به منچستر منتقل شد، در ليگ برتر و در ديدار مقابل ليورپول به ميدان خواهد رفت.

اين بازيکن که بنا بر صلاحديد فرگوسن مقابل گلاسکو رنجرز به ميدان نرفت، با نظر مثبت سرمربي در روز يکشنبه و در ديدار حساس منچستر به ميدان مي‌رود.

آلکس فرگوسن درباره اعتراضاتي که به دليل مهاجم بلغارستاني مبني بر عدم گلزني مي‌شود، گفت: واقعيت اين است، زماني که هزينه بالايي را براي خريد بازيکن پرداخت مي‌کنيد، انتظارات بالا مي‌رود. اين موضوع باعث مي‌شود بازيکن تحت تاثير قرار گيرد.

فرگوسن افزود: برباتف بازي‌هاي درخشاني را براي منچستر ارائه کرده؛ اما در مواقعي هم دچار بحران شده است. اين بازيکن بيش از هر کس در مورد خودش نگران است و به فکر موفقيت و درخشش در تيم است.

وي خاطر نشان ساخت: اين مهاجم در ديدار مقابل ليورپول به ميدان خواهد رفت. اميدوارم بارديگر براي تيم موثر و گلزن ظاهر شود.

ديدار تيم‌هاي منچستريونايتد و ليورپول از هفته پنجم ليگ برتر انگليس يکشنبه در ورزشگاه اولدترافورد برگزار خواهد شد.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-15 توسط arenaweb |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه (ع) ‌فى‌ استكشاف الهموم   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ امام عليه الصلوه ‌و‌ السلام ‌در‌ زائل نمودن اندوهها چون اين حالت ‌كه‌ ‌در‌ انسان حاصل شود مانع ‌او‌ شود ‌از‌ تحصيل معاد ‌و‌ معاش مثل بعضى ‌از‌ امراض بدنيه ‌پس‌ سزاوار است ‌كه‌ معالجه ‌او‌ نمايد ‌به‌ دعاء ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌و‌ لذا امام عليه السلام ‌در‌ مقام معالجه ‌او‌ بيرون آمده ‌به‌ دعا نمودن.  
اى برطرف كننده ‌ى‌ اندوه ‌و‌ رفع كننده ‌ى‌ غم.   اختلاف شده است ‌در‌ اينكه ‌هم‌ ‌و‌ ‌غم‌ ‌يك‌ چيز هستند ‌و‌ ‌يا‌ ‌دو‌ چيز بعضى دعوى ترادف نموده اند بعضى دعوى تغاير ‌و‌ اين جماعت نيز اختلاف نموده اند، بعضى ‌از‌ ايشان گفته اند ‌غم‌ سبب ‌او‌ معلوم نيست ‌و‌ ‌هم‌ سبب ‌او‌ معلوم هست، ‌و‌ ديگران گفته اند ‌هم‌ ‌از‌ جهت امر آينده است.  
اى بخشنده ‌در‌ دنيا ‌و‌ آخرت ‌و‌ مهربان ‌در‌ ‌هر‌ ‌دو‌ درود بفرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ محمد، ‌و‌ بگشا اندوه مرا ‌و‌ ‌بر‌ طرف ‌كن‌ ‌غم‌ مرا ‌اى‌ يكتا، ‌اى‌ يگانه ‌اى‌ ‌بى‌ نياز ‌اى‌ آنكه نزائيدى ‌و‌ زائيده نشدى ‌و‌ نيست مرا ‌و‌ مانند ‌و‌ مقابل كسى تفصيل اين اسماء ‌در‌ سابق گذشت.  
نگه دار مرا ‌و‌ پاك گردان مرا ‌و‌ ببر بليه ‌و‌ مرض مرا.   ‌و‌ بخوان ‌تو‌ آيه الكرسى ‌و‌ ‌دو‌ ‌قل‌ اعوذ ‌و‌ سوره ‌ى‌ توحيد ‌را‌ ‌و‌ بگو آيه الكرسى اسم است ‌از‌ براى چند آيه ‌تا‌ ‌هو‌ العلى العظيم طريحى (ره) صاحب مجمع البحرين ‌و‌ ديگران تصريح ‌بر‌ اين نموده اند ‌و‌ اين اقوى ‌در‌ نظر است اگر ‌چه‌ جمعى گفته اند ‌تا‌ ‌هم‌ فيها خالدون است، معوذتان اسم است ‌از‌ براى ‌دو‌ سوره ‌ى‌ معروفه وجه تسميه اين ‌دو‌ سوره ‌به‌ معوذتين ‌از‌ براى ‌آن‌ است ‌كه‌ اين ‌دو‌ سوره نازل شده است ‌بر‌ پيغمبر ‌از‌ جهت تعويذ امام حسن (ع) ‌و‌ امام حسين عليهما الصلوه ‌و‌ السلام بعد ‌از‌ اينكه ‌بر‌ ايشان چشم تاثير نمود خداى عزوجل ايشان ‌را‌ عافيت داد ‌به‌ تعويذ اين ‌دو‌ سوره.  
خدايا ‌به‌ درستى ‌كه‌ سئوال ‌مى‌ كنم ‌تو‌ ‌را‌ سئوال كسى ‌كه‌ سخت شده است حاجت او، ‌و‌ سست شده است قوت او، ‌و‌ بسيار شده گناهان او، سئوال كسى ‌كه‌ نمى يابد براى حاجت خود دادرسى ‌و‌ ‌از‌ جهت خود قوت دهنده ‌ى‌ ‌و‌ ‌از‌ جهت گناه خود  
آمرزنده ‌ى‌ غير ‌از‌ ‌تو‌ ‌اى‌ خداى صاحب بزرگى ‌و‌ كرامت.   فاعل تحب ‌و‌ تنفع خدا است ‌و‌ مفعول ‌او‌ ‌من‌ موصوله ‌و‌ ‌فى‌ نفاذ امرك احتمال دارد ‌كه‌ حرف جر متعلق باشد ‌به‌ ‌حق‌ اليقين ‌و‌ احتمال دارد ‌كه‌ متعلق باشد ‌به‌ تنفع، باء ‌در‌ ‌به‌ احتمال سببيه نيز دارد.   يعنى: سئوال ‌مى‌ كنم ‌تو‌ ‌را‌ عملى ‌و‌ كردارى ‌كه‌ دوست دارى ‌تو‌ ‌به‌ ‌آن‌ عمل ‌هر‌ ‌كه‌ ‌را‌ ‌كه‌ عمل كرده است ‌به‌ او، ‌و‌ يقينى ‌كه‌ نفع رسانى ‌تو‌ ‌به‌ ‌آن‌ يقين كسى ‌را‌ ‌كه‌ يقين داشته ‌به‌ ‌آن‌ ‌حق‌ آنچه يقين است ‌در‌ گذشتن ‌و‌ جارى شدن امر تو، مراد ‌به‌ نفاذ امر خداى عزوجل فرمانبردارى نمودن ‌بر‌ واجبات ‌و‌ محرمات ‌و‌ اقرار ‌به‌ يگانگى ‌او‌ ‌و‌ رسالت رسول او.  
شوقا ظاهر ‌آن‌ است ‌كه‌ مفعول له باشد ‌نه‌ حال، ‌و‌ قبض ‌بر‌ صدق ظاهر معنى ‌او‌ ‌آن‌ باشد ‌كه‌ وقت مردن ايمان ‌من‌ ‌بر‌ ‌تو‌ ‌و‌ ‌بر‌ پيغمبر ‌تو‌ پاك ‌و‌ صاف باشد كافر ‌و‌ مرتد ‌و‌ شاك ‌در‌ دين ‌تو‌ نباشم.   يعنى: خداوندا رحمت بفرست ‌بر‌ پيغمبر ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ بگير ‌بر‌ راستى جان مرا ‌و‌ قطع ‌كن‌ ‌از‌ دنيا حاجت مرا بگردان ‌در‌ ‌آن‌ چيزهائى ‌كه‌ نزد ‌تو‌ است ميل ‌و‌ شوق مرا ‌به‌ علت شوق داشتن ملاقات ‌تو‌ را، ببخش براى ‌من‌ راستى توكل نمودن ‌را‌ ‌بر‌ تو.   بدان ‌كه‌ لقاء خداوند تعالى ‌به‌ مردن حاصل است كسى ‌كه‌ طالب رضوان ‌و‌ بهشت باشد ‌او‌ ‌را‌ ‌چه‌ حاجت است ‌به‌ زخارف دنيا ‌و‌ زينت ‌او‌ اين است ‌كه‌ بعضى  
از ائمه عليهم السلام فرمودند كه: دنيا نزد مومن مثل ميته است ‌كه‌ ‌در‌ دست مجذوم باشد.  
كتاب ‌به‌ معنى مكتوب است.   خلى: ‌به‌ معنى مضى ‌و‌ منه قوله تعالى: تلك امه فقد خلت چون ‌هر‌ انسانى ‌را‌ ‌دو‌ ملك است ‌كه‌ وارسى حال ‌او‌ نمايد يكى وارسى خوبى ‌او‌ ‌مى‌ نمايد ‌و‌ ‌مى‌ نويسد ‌و‌ ديگرى بدى ‌او‌ ‌را‌ اسم ايشان رقيب ‌و‌ عتيد است.   يعنى: سئوال ‌مى‌ كنم ‌تو‌ ‌را‌ ‌از‌ خوبتر نوشته ‌ى‌ ‌كه‌ گذشته است ‌و‌ پناه ‌مى‌ برم ‌من‌ ‌به‌ ‌تو‌ ‌از‌ ‌شر‌ نوشته ‌ى‌ ‌كه‌ گذشته است.   سئوال ‌مى‌ كنم ‌من‌ ‌تو‌ ‌را‌ ترس بندگى كنندگان مر ‌تو‌ را، ‌و‌ بندگى فروتنان مر ‌تو‌ را، ‌و‌ يقين توكل كنندگان مر ‌تو‌ ‌و‌ توكل ايمان آوران مر ‌تو‌ را.   بدان ‌كه‌ اين صفات انسان ‌را‌ حاصل نمى شود مگر اينكه توحيد ‌او‌ محكم ‌و‌ سخت باشد ‌و‌ گرنه اين صفات ‌را‌ نشايد او.  
مخافه: ترسيدن ‌من‌ خاف يخاف خيفه ‌و‌ مخافه ‌و‌ ‌او‌ ‌به‌ حسب تركيب مفعول له است ‌از‌ جهت اترك، ترك نمودن دين ‌دو‌ جهت است ‌يك‌ جهت مقام تقيه است ‌كه‌ حفظ عرض ‌و‌ مال منوط ‌بر‌ ‌او‌ است. ‌و‌ ‌يك‌ جهت ادون ‌از‌ اين مرتبه است مجرد خوف اطلاع است ‌و‌ اثرى ‌بر‌ ‌او‌ مترتب نشود اگر تقيه نكند، ‌در‌ قسم اول تقيه  
واجب است ‌و‌ ‌در‌ قسم دوم حسن ‌و‌ غرض امام عليه الصلوه ‌و‌ السلام ‌آن‌ است ‌كه‌ طريقى بشود ‌كه‌ آنچه رضاى ‌تو‌ است جاى آورده شود ‌و‌ چيزى ‌از‌ مرضيات ‌تو‌ ‌را‌ ترك ننمايم ‌از‌ ترس مردم.   يعنى بار خدايا بگردان شوق ‌و‌ ميل مرا ‌در‌ سئوال نمودن مانند دوستان خود ‌در‌ سئوالهاى ايشان، ‌و‌ ترس مرا مثل ترس خود ‌و‌ كار بفرما مرا ‌در‌ خوشنودى خود كارى ‌كه‌ ترك نكنم ‌با‌ ‌آن‌ كار چيزى ‌را‌ ‌از‌ دين ‌تو‌ ‌از‌ جهت ترس يكى ‌از‌ بندگان ‌تو‌ .  
خدايا اين است ‌كه‌ عرض نمودم حاجت ‌من‌ است ‌پس‌ بزرگ ‌كن‌ ‌در‌ ‌آن‌ ميل ‌و‌ رغبت مرا، ‌و‌ آشكار ‌كن‌ ‌در‌ ‌آن‌ عذر مرا ‌و‌ بفهمان ‌تو‌ مرا ‌و‌ ياد ‌ده‌ ‌تو‌ مرا ‌در‌ ‌آن‌ دليل مرا، ‌و‌ عافيت بده ‌در‌ ‌آن‌ بدن مرا مشاراليه هذه فقراتى است ‌كه‌ ‌از‌ خدا طلب نموده است.  
من ‌در‌ قوله (ع): ‌من‌ اصبح احتمال دارد شرطيه باشد ‌و‌ جزاء ‌او‌ محذوف باشد ‌اى‌ فقد خاب، ‌و‌ احتمال دارد استفهاميه باشد ‌به‌ استفهام انكارى ‌و‌ احتمال دارد نكره ‌ى‌ موصوفه باشد متضمن معنى نفى مثل قوله تعالى: ‌و‌ ‌من‌ يرغب عن مله ابراهيم (ع)، ‌و‌ احتمال دارد موصوله نيز باشد.   فتن: ‌آن‌ امور ‌را‌ گويند ‌كه‌ موجب اختلال معاش ‌يا‌ معاد شود ‌پس‌ فتن ابتلاء ‌و‌ امتحان است ‌و‌ اختبار است.  
من ‌در‌ قوله (ع): ‌من‌ اصبح احتمال دارد شرطيه باشد ‌و‌ جزاء ‌او‌ محذوف باشد ‌اى‌ فقد خاب، ‌و‌ احتمال دارد استفهاميه باشد ‌به‌ استفهام انكارى ‌و‌ احتمال دارد نكره ‌ى‌ موصوفه باشد متضمن معنى نفى مثل قوله تعالى: ‌و‌ ‌من‌ يرغب عن مله ابراهيم (ع)، ‌و‌ احتمال دارد موصوله نيز باشد.   فتن: ‌آن‌ امور ‌را‌ گويند ‌كه‌ موجب اختلال معاش ‌يا‌ معاد شود ‌پس‌ فتن ابتلاء ‌و‌ امتحان است ‌و‌ اختبار است.  
يافتن: ‌به‌ معنى ضلالت است ‌و‌ اين مطلب ‌در‌ ‌حق‌ ائمه نشايد مگر اينكه مراد تفرق حواس باشد ‌از‌ جهت عيال ‌و‌ ديون ‌و‌ اخوان.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ كيست ‌كه‌ داخل صبح شده است مر ‌او‌ ‌را‌ اعتماد ‌يا‌ اميدى باشد ‌به‌ غير ‌تو‌ ‌پس‌ ‌به‌ تحقيق ‌كه‌ ‌من‌ صبح نمودم ‌و‌ توئى اعتماد ‌من‌ ‌و‌ اميد ‌من‌ ‌در‌ كارها همه ‌پس‌ حكم ‌كن‌ براى ‌من‌ بهترين آنها ‌از‌ روى عاقبت يعنى: عواقب آنها خير باشد، ‌و‌ نجات ‌ده‌ مرا ‌از‌ گمراهان فتنه ‌ها‌ ‌به‌ رحمت ‌تو‌ ‌اى‌ مهربان ترين مهربانها ‌و‌ رحمت كند خدا ‌بر‌ آقاى ‌ما‌ محمد صلى الله عليه ‌و‌ آله پيغمبر خدا ‌كه‌ اختيار شده است ‌و‌ ‌بر‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌كه‌ پاكانند.   ‌پس‌ چيزى ‌كه‌ ملحق شده است ‌در‌ بعضى ‌از‌ نسخها ‌از‌ حضرت امام موسى كاظم عليه الصلوه ‌و‌ السلام روايت شده است ‌كه‌ ‌آن‌ بزرگوار ‌از‌ پدر خود روايت نمودند ‌و‌ ‌آن‌ حضرت ‌از‌ پدران خود روايت نمودند ‌كه‌ ايشان ‌از‌ حضرت ختمى ماب (ص) روايت كنند ‌كه‌ ‌آن‌ حضرت صلى الله عليه ‌و‌ آله فرمودند كه: نيست بنده ‌ى‌ ‌كه‌ بخواند دعاى حضرت حسين عليه السلام ‌را‌ مگر اينكه محشور شود ‌با‌ ‌او‌ ‌و‌ خواهد شفاعت ‌او‌ نمود نزد خدا ‌در‌ آخرت وهم ‌و‌ اندوه ‌او‌ زائل شود ‌و‌ اداء دين ‌او‌ شود ‌و‌ مسلط ‌بر‌ دشمن خود خواهد وهتك ستر ‌او‌ نشود ‌در‌ وقتيكه خروج روح ‌او‌ شود تلقين ‌او‌ شهادت ‌ان‌ ‌لا‌ اله الا الله بعد ‌از‌ اينكه ‌از‌ نماز فارغ شود بگويد:   اللهم انى اسئلك بكلماتك ‌و‌ معاقد عرشك ‌و‌ سكان سمواتك ‌و‌ ارضك ‌و‌ انبيائك ‌و‌ رسلك ‌ان‌ تستجيب لى فقد وهقنى ‌من‌ امرى عسرا فاسئلك ‌ان‌ تصلى على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ ‌ان‌ تجعل ‌من‌ عسرى يسرا.  
يافتن: ‌به‌ معنى ضلالت است ‌و‌ اين مطلب ‌در‌ ‌حق‌ ائمه نشايد مگر اينكه مراد تفرق حواس باشد ‌از‌ جهت عيال ‌و‌ ديون ‌و‌ اخوان.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ كيست ‌كه‌ داخل صبح شده است مر ‌او‌ ‌را‌ اعتماد ‌يا‌ اميدى باشد ‌به‌ غير ‌تو‌ ‌پس‌ ‌به‌ تحقيق ‌كه‌ ‌من‌ صبح نمودم ‌و‌ توئى اعتماد ‌من‌ ‌و‌ اميد ‌من‌ ‌در‌ كارها همه ‌پس‌ حكم ‌كن‌ براى ‌من‌ بهترين آنها ‌از‌ روى عاقبت يعنى: عواقب آنها خير باشد، ‌و‌ نجات ‌ده‌ مرا ‌از‌ گمراهان فتنه ‌ها‌ ‌به‌ رحمت ‌تو‌ ‌اى‌ مهربان ترين مهربانها ‌و‌ رحمت كند خدا ‌بر‌ آقاى ‌ما‌ محمد صلى الله عليه ‌و‌ آله پيغمبر خدا ‌كه‌ اختيار شده است ‌و‌ ‌بر‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌كه‌ پاكانند.   ‌پس‌ چيزى ‌كه‌ ملحق شده است ‌در‌ بعضى ‌از‌ نسخها ‌از‌ حضرت امام موسى كاظم عليه الصلوه ‌و‌ السلام روايت شده است ‌كه‌ ‌آن‌ بزرگوار ‌از‌ پدر خود روايت نمودند ‌و‌ ‌آن‌ حضرت ‌از‌ پدران خود روايت نمودند ‌كه‌ ايشان ‌از‌ حضرت ختمى ماب (ص) روايت كنند ‌كه‌ ‌آن‌ حضرت صلى الله عليه ‌و‌ آله فرمودند كه: نيست بنده ‌ى‌ ‌كه‌ بخواند دعاى حضرت حسين عليه السلام ‌را‌ مگر اينكه محشور شود ‌با‌ ‌او‌ ‌و‌ خواهد شفاعت ‌او‌ نمود نزد خدا ‌در‌ آخرت وهم ‌و‌ اندوه ‌او‌ زائل شود ‌و‌ اداء دين ‌او‌ شود ‌و‌ مسلط ‌بر‌ دشمن خود خواهد وهتك ستر ‌او‌ نشود ‌در‌ وقتيكه خروج روح ‌او‌ شود تلقين ‌او‌ شهادت ‌ان‌ ‌لا‌ اله الا الله بعد ‌از‌ اينكه ‌از‌ نماز فارغ شود بگويد:   اللهم انى اسئلك بكلماتك ‌و‌ معاقد عرشك ‌و‌ سكان سمواتك ‌و‌ ارضك ‌و‌ انبيائك ‌و‌ رسلك ‌ان‌ تستجيب لى فقد وهقنى ‌من‌ امرى عسرا فاسئلك ‌ان‌ تصلى على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ ‌ان‌ تجعل ‌من‌ عسرى يسرا.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-13 توسط arenaweb |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا ذكر الشيطان فاستعاذ منه دعاى هفدهم هرگاه كه‌ حضرت سيدالساجدين ياد مى آورده شيطان را‌ پس‌ پناه مى جسته به‌ خداى تعالى از‌ او.
«اللهم انا نعوذ بك من‌ نزغات الشيطان الرجيم ‌و‌ مكايده». نزغ الشيطان بينهم ينزغ نزغا، اى: افسد. ‌و‌ الرجيم: فعيل بمعنى المفعول. ‌و‌ هو المرجوم، اى: المطرود من‌ جنابه تعالى ‌و‌ من‌ رحمته. ‌و‌ المكايد: جمع المكيده، ‌و‌ هو المكر. يعنى: بار خدايا، به‌ درستى كه‌ ما‌ پناه مى آوريم به‌ تو‌ از‌ افساد ‌و‌ فتنه افكندن ‌و‌ تباهكارى كردن ديو رانده شده از‌ رحمت تو‌ ‌و‌ از‌ مكر ‌و‌ خدعه ‌ى‌ او. «و من‌ الثقه بامانيه ‌و‌ مواعيده ‌و‌ غروره ‌و‌ مصائده». الامانى- بتشديد الياء- جمع امنيه. ‌و‌ الامنيه افعوله كالاضحوكه ‌و‌ الاعجوبه، ‌و‌ هى فى الاصل ما‌ يقدر الانسان فى نفسه. من‌ منى، اذا قدر. ‌و‌ لذلك يطلق على الكذب. لان الكاذب يقدر الكذب. ‌و‌ معناها فى هذا الموضع الاحاديث المفتعله ‌و‌ الاكاذيب المختلفه، مشتقا من‌ منى، اذا قدر، مقلوب مين ‌و‌ هو الكذب. ‌و‌ المواعيد: جمع الميعاد، ‌و‌ هو المواعده.
و الغرور- بالضم-: الخدعه. يقال: غره غرورا: خدعه. ‌و‌ المصايد: جمع المصيد- بكسر الميم ‌و‌ سكون الصاد- ‌و‌ هو ما‌ يصاد به. ‌و‌ القياس فى «مصائده» الياء دون الهمزه- مثل معايش- لكن النسخ متفقه فى الهمز. (يعنى:) ‌و‌ از‌ استوار بودن به‌ سخنان دروغ ‌و‌ افتراهاى باطل او‌ ‌و‌ از‌ وعده هاى باطله ‌ى‌ او‌ ‌و‌ از‌ فريفتن ‌و‌ دام او. يعنى از‌ حيله ‌و‌ مكر اغوا ‌و‌ اضلال مى نمايد مردم را‌ ‌و‌ به‌ قيد شهوات ‌و‌ تمنيات در‌ مى آورد، همچنانكه صياد به‌ دام شكار مى كند جانوران را.
«و ان‌ يطمع نفسه فى اضلالنا عن طاعتك، ‌و‌ امتهاننا بمعصيتك». لفظ «ان» مصدريه اى الاطماع. ‌و‌ هو معطوف على الثقه. اى: نعوذ بك من‌ الاطماع. ‌و‌ الامتهان: افتعال من‌ المهنه بمعنى الخدمه اى ابتذالنا فى اتباعه بمعصيتك من‌ قولهم: امتهنونى، اى: ابتذلونى فى خدمتهم. يعنى: ‌و‌ پناه مى جويم به‌ تو‌ از‌ طمع انداختن شيطان نفس خود را‌ در‌ گمراه ساختن ما‌ از‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى تو‌ ‌و‌ در‌ مبتذل ساختن ‌و‌ خوار داشتن ما‌ را‌ در‌ پيروى نمودن او‌ به‌ نافرمانى تو. «او ان‌ يحسن عندنا ما‌ حسن لنا، او‌ ان‌ يثقل علينا ما‌ كره الينا». يا‌ نيكو شود نزديك ما‌ آنچه او‌ نيكو گرداند از‌ براى ما، يا‌ گران شود بر‌ ما‌ آنچه او‌ كراهت داشته باشد از‌ ما. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ به‌ جاى «او» واو عاطفه است هم در‌ «او ان‌ يحسن ‌و‌ (هم در‌ «او) ان‌ يثقل».
«اللهم اخساه عنا بعبادتك. ‌و‌ اكبته بدووبنا فى محبتك». خسات الكلب خسا: طردته ‌و‌ ابعدته. اى: اطرده ‌و‌ ابعده.
و الكبت- بالباء الموحده ‌و‌ التاء المثناه الفوقانيه-: الصرف ‌و‌ الاذلال. ‌و‌ كبته لوجهه، اى: صرعه. ‌و‌ الدووب: العاده ‌و‌ الشوق الشديد. ‌و‌ داب فلان فى عمله، اى: جد ‌و‌ تعب. يعنى: بار خدايا، دور گردان شيطان را‌ از‌ ما‌ به‌ عبادت كردن ‌و‌ پرستش ما‌ تو‌ را. ‌و‌ به‌ روى درافكن ‌و‌ خوار گردان او‌ را‌ در‌ كوشيدن ‌و‌ رنج بردن ما‌ در‌ محبت ‌و‌ دوستى تو. «و اجعل بيننا ‌و‌ بينه سترا الا يهتكه». ‌و‌ بگردان ميان ما‌ ‌و‌ ميان او‌ پرده اى كه‌ نتواند دريد ‌آن را. «و ردما مصمتا لا‌ يفتقه». اى: سدا. من: ردمت الثلمه، اى: سددتها. ‌و‌ المصمت: الذى لا‌ مزجه فيه ‌و‌ لا‌ يقدر على ثلمه. ‌و‌ المصمت روى باسم الفاعل من‌ اصمت اللازم ‌و‌ باسم المفعول من‌ اصمت المتعدى. ‌و‌ فتق الشى ء: شقه. ‌و‌ بابه نصر. (يعنى:) ‌و‌ بندى سخت محكم كه‌ باز نشكافد ‌آن را.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اشغله عنا ببعض اعدائك». بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ فارغ گردان شيطان را‌ از‌ ما‌ ‌و‌ مشغول ساز او‌ را‌ به‌ بعضى از‌ دشمنان خود- كه‌ كفار بوده باشند. «و اعصمنا منه بحسن رعايتك». اى: حفظك. ‌و‌ منه قوله تعالى: (و الذين هم لاماناتهم ‌و‌ عهدهم راعون)، اى: حافظون. (يعنى:) ‌و‌ نگاه دار ما‌ را‌ از‌ او‌ به‌ خوبى نگاه داشتن خود. «و اكفنا ختره».
الختر: الغدر. (يعنى:) ‌و‌ كفايت كن ما‌ را‌ از‌ عذر ‌و‌ خيانت شيطان. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ به‌ جاى ختره «خطره» است به‌ معنى الاشراف على الهلاك. «و ولنا ظهره». ‌و‌ بگردان پشت او‌ را‌ به‌ طرف ما. ‌و‌ اين كنايه است از‌ دور كردن او‌ از‌ ما. «و اقطع عنا اثره». الاثر- بكسر الهمزه ‌و‌ سكون الثاء المثلثه-: ما‌ بقى من‌ رسم الشى ء. (يعنى:) ‌و‌ قطع كن از‌ ما‌ اثر ‌و‌ نشانه ‌ى‌ او‌ را.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ امتعنا من‌ الهدى بمثل ضلالته». يقال: امتعه الله بكذا ‌و‌ متعه بمعنى. (يعنى:) بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ برخوردارى ده‌ ما‌ را‌ از‌ هدايت خود به‌ مثل گمراهى او. «و زودنا من‌ التقوى ضد غوايته». الغوايه مصدر. يقال: غوى- بالفتح- يغوى غيا ‌و‌ غوايه: الضلال ‌و‌ الخيبه. ‌و‌ توشه ده‌ ما‌ را‌ از‌ پرهيزكارى- يعنى دور شدن از‌ لوث گناه- كه‌ خلاف گمراه كردن شيطان است. «و اسلك بنا من‌ التقى خلاف سبيله من‌ الردى». الردى: الهلاك. ‌و‌ سلوك فرما ما‌ را‌ به‌ راه پرهيزكارى بر‌ خلاف طريقه ‌ى‌ او‌ كه‌ مودى به‌
هلاكت است.
«اللهم لا‌ تجعل له فى قلوبنا مدخلا». بفتح الميم ‌و‌ الخاء. ‌و‌ روى بضم الميم ‌و‌ الخاء اى: موضع الدخول او‌ المصدر. يعنى: بار خدايا، مگردان از‌ براى شيطان در‌ دلهاى ما‌ محل درآمدن او- يا: داخل مساز او‌ را‌ در‌ دلهاى ما‌ داخل ساختنى. «و لا‌ توطنن له فيما لدينا منزلا». «توطنن» على صيغه المضارع من‌ باب الافعال من‌ اوطنت وطنا، موكدا بالنون الثقيله المفتوحه. اى: لا‌ تتخذ له وطنا. ‌و‌ المنزل بفتح الميم ‌و‌ كسر الزاى: موضع النزول، ‌و‌ بفتحها: النزول، على ان‌ يكون مصدرا من‌ غير لفظ فعله. يعنى: فراگير از‌ براى شيطان آرامگاه در‌ آنچه نزديك ماست فرود آمدنى- يا: محل فرود آمدن.
«اللهم ‌و‌ ما‌ سول لنا من‌ باطل، فعرفناه. ‌و‌ اذا عرفتناه، فقناه». سول، اى: زين. يعنى: بار خدايا، آنچه زينت داده ‌و‌ آراسته ساخته شيطان رجيم از‌ براى ما‌ از‌ انديشه هاى باطل، پس‌ شناسا گردان ما‌ را‌ به‌ آن. ‌و‌ چون شناسا گردانيدى ما‌ را‌ به‌ آن، پس‌ نگاه دار ما‌ را‌ از‌ آن. «و بصرنا ما‌ نكايده به». «نكايده» بالياء لا‌ بالهمزه اصح. (اى ما‌ ندفع كيده). (يعنى:) ‌و‌ بينا گردان ما‌ را‌ به‌ آنچه مكايده كنيم با‌ او. يعنى اگر او‌ كيدى كند با‌ ما، ما‌ نيز توانيم در‌ مقابل ‌آن كيدى كردن.
«و الهمنا ما‌ نعده له». اى: ما‌ نكون على عده ‌و‌ استعداد فى دفع محاربته. (يعنى:) ‌و‌ ملهم ساز ما‌ را‌ به‌ آنچه مهيا ‌و‌ مستعد شويم از‌ براى دفع محاربه ‌ى‌ او. «و ايقظنا عن سنه الغفله بالركون اليه. ‌و‌ احسن بتوفيقك عوننا عليه». السنه هى ابتداء النعاس فى الراس. فاذا خالط القلب صار نوما. (يعنى:) ‌و‌ بيدار كن ما‌ را‌ از‌ خواب غفلت به‌ اعتماد نمودن به‌ سوى شيطان. ‌و‌ نيكو گردان به‌ توفيق ‌و‌ مددكارى خود نصرت دادن ما‌ را‌ بر‌ او.
«اللهم ‌و‌ اشرب قلوبنا انكار عمله. ‌و‌ الطف لنا فى نقض حيله». «اشرب» على صيغه الامر من‌ باب الافعال، اما من‌ الشراب ‌و‌ الشرب، او‌ من‌ الاشراب ‌و‌ هو اللون. اى: خالط قلوبنا انكار عمله كما يخالط الشراب اعماق البدن، او‌ كما يتداخل الصبغ الثوب. ‌و‌ در‌ بعضى نسخ به‌ جاى لنا «بنا»- به‌ باى موحده- روايت شده. ‌و‌ اين نسخه موافق قرآن ‌و‌ لغت است. ‌و‌ النقض مصدر نقض البناء ‌و‌ الحبل ‌و‌ العهد. يعنى: بار خدايا، بياشامان- يا: بياميز، يعنى درآور- در‌ دلهاى ما‌ انكار كردن او. ‌و‌ لطف كن از‌ براى ما- يا: با‌ ما- در‌ برطرف ساختن حيله ها ‌و‌ مكرهاى او.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ حول سلطانه عنا». السلطان: مصدر كغفران ‌و‌ معناه التسلط. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بگردان تسلط ‌و‌ غلبگى او‌ را‌ از‌ ما. «و اقطع رجاءه منا». ‌و‌ ببر اميد او‌ از‌ ما- كه‌ به‌ ما‌ درنياويزد.
«و ادراه عن الولوع بنا». الدرء: الدفع. ‌و‌ منه: (و يدروون بالحسنه السيئه)، اى: يدفعونها. ‌و‌ الولوع- بضم الواو- هنا الحرص. (يعنى:) ‌و‌ دفع كن شيطان را‌ از‌ حريص بودن به‌ ما‌ در‌ گمراه ساختن.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اجعل آباءنا ‌و‌ امهاتنا ‌و‌ اولادنا ‌و‌ اهالينا ‌و‌ ذوى ارحامنا ‌و‌ قراباتنا ‌و‌ جيراننا من‌ المومنين ‌و‌ المومنات منه فى حرز حارز، ‌و‌ حصن حافظ، ‌و‌ كهف مانع. ‌و‌ البسهم منه جننا واقيه. ‌و‌ اعطهم عليه اسلحه ماضيه». الامهات: جمع امهه، ‌و‌ هى الام ‌و‌ الوالده. قال الجوهرى فى الصحاح: ‌و‌ اصل الام امهه. ‌و‌ لذلك يجمع على امهات. ‌و‌ قال بعضهم: الامهات للناس ‌و‌ الامات للبهائم. ‌و‌ الارحام: جمع الرحم يعنى القرابه. ‌و‌ حرز حارز من‌ قبيل شعر شاعر، فاجرى اسم الفاعل صفه للشعر ‌و‌ هو لقائله. ‌و‌ القياس ان‌ يقول: حرز محرز، او: حرز حريز. لان الفعل منه احرز. ‌و‌ لكن كذا روى، ‌و‌ لعله لغه. قال ابن الاثير فى نهايته: احرزت الشى ء احرازا، اذا حفظته ‌و‌ ضممته اليك ‌و‌ صنته عن الاخذ. ‌و‌ منه حديث الدعاء: «اللهم اجعلنا فى حرز حارز»، اى: كهف منيع. فالمعطوفان عليه بمنزله التفسير له. ‌و‌ التكرار من‌ باب التاكيد ‌و‌ اختلاف اللفظ. ‌و‌ الكهف كالبيت المنقور فى الجبل. ‌و‌ الجمع: الكهوف. ‌و‌ فلان كهف، اى: ملجا. ‌و‌ «جننا» جمع جنه بضم الجيم، ‌و‌ هى الوقايه. ‌و‌ كسرها لحن. ‌و‌ بالضم ايضا:
الستره ‌و‌ الترس. ‌و‌ منح الحديث: «الامام جنه». لانه يقى الماموم من‌ الزلل ‌و‌ السهو، كما يقى الترس صاحبه. ‌و‌ بالفتح: البستان. ‌و‌ «اسلحه ماضيه»، اى: نافذه حاده. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بگردان پدران ‌و‌ مادران ‌و‌ فرزندان ‌و‌ اهل بيت ما‌ ‌و‌ خويشاوندان ‌و‌ صاحبان رحمها ‌و‌ نزديكان ‌و‌ همسايگان ما‌ را‌ از‌ مردان مومن ‌و‌ زنان مومنه، از‌ شيطان در‌ پناهى نگاه دارنده ‌و‌ حصارى محكم ‌و‌ پناهى بازدارنده. ‌و‌ درپوشان ايشان را‌ از‌ اذيت شيطان سپرهايى كه‌ نگاه دارد ايشان را. ‌و‌ اعطا كن ايشان را‌ سلاحهاى نفوذ كننده ‌ى‌ درگذرنده در‌ حالتى كه‌ غالب باشند بر‌ او.
«اللهم ‌و‌ اعمم بذلك من‌ شهد لك بالربوبيه». بار خدايا، عام ساز آنچه طلب كردم از‌ تو- از‌ استعاذه ‌ى‌ از‌ وساوس شيطان ‌و‌ غير آن. در‌ اين دعا- هر‌ ‌آن كسى را‌ كه‌ گواهى داده است تو‌ را‌ به‌ پروردگارى. «و اخلص لك بالوحدانيه». ‌و‌ اخلاص ورزيده مر تو‌ را‌ به‌ يگانگى. «و عاداه لك بحقيقه العبوديه». ‌و‌ دشمنى كرده است شيطان را‌ از‌ براى رضاى تو‌ به‌ حقيقت بندگى كه‌ به‌ تو‌ دارد. «و استظهر بك عليه فى معرفه العلوم الربانيه». ‌و‌ استظهار جسته به‌ سبب تو‌ بر‌ او‌ ‌و‌ غالب شده به‌ واسطه خوض در‌ شناخت علمهاى ربانى- يعنى علومى كه‌ تعلق به‌ ذات ‌و‌ صفات ‌و‌ افعال خداى تعالى دارد.
«اللهم احلل ما‌ عقد».
يعنى: بار خدايا، بگشا آنچه او‌ بسته است. «و افتق ما‌ رتق». الفتق: ضد الرتق ‌و‌ هو الشق. يقال: فتقت الشى ء فتقا: شققته. (يعنى:) ‌و‌ بشكاف آنچه او‌ دوخته است. ‌و‌ اين كنايه است از‌ اينكه آنچه او‌ كرده تو‌ نقيض ‌آن را‌ به‌ جا آر. «و افسخ ما‌ دبر». الفسخ: النقض. (يعنى:) ‌و‌ برطرف ساز آنچه او‌ تدبير كرده. «و ثبطه اذا عزم». ثبطه عن الامر تثبيطا: شغله عنه. ‌و‌ التثبيط: التعويق. (يعنى:) ‌و‌ بازدار او‌ را‌ از‌ مراد خود هر‌ گاه عزم نمايد به‌ مطلبى. «و انقض ما‌ ابرم». الابرام: الاحكام. يقال: ابرم الشى ء: احكمه. ‌و‌ المبرم ‌و‌ البريم: الحبل الذى جمع بين مفتولين ففتلا حبلا واحدا. ‌و‌ النقض نقض الحبل. يعنى: تاب باز ده‌ ريسمانى را‌ كه‌ او‌ تاب داده. ‌و‌ اين نيز كنايه است از‌ ابطال عمل آن.
«اللهم ‌و‌ اهزم جنده. ‌و‌ ابطل كيده». يعنى: بار خدايا، بگريزان لشكر او‌ را. ‌و‌ باطل ساز كيد ‌و‌ مكر او‌ را. «و اهدم كهفه. ‌و‌ ارغم انفه». همزه ‌ى‌ «ارغم» هم به‌ وصل خوانده اند كه‌ از‌ رغم انفه باشد، ‌و‌ هم به‌ قطع كه‌ از‌ ارغم انفه باشد. يقال: رغم انفى لله، اى: ذل ‌و‌ خضع. او‌ معناه: الصق انفه بالرغام،
و هو التراب. (يعنى:) ‌و‌ فرود آر ‌و‌ خراب ساز جايى را‌ كه‌ محل پناه او‌ باشد. ‌و‌ خوار گردان - يا: در‌ خاك مال- بينى او‌ را. ‌و‌ اين كنايه است از‌ اهانت ‌و‌ خوارى او.
«اللهم اجعلنا فى نظم اعدائه. ‌و‌ اعزلنا عن عداد اوليائه». يعنى: بار خدايا، بگردان ما‌ را‌ در‌ رشته اى كه‌ دشمنان شيطان را‌ منتظم گردانيده اى در‌ آن. ‌و‌ دور كن ما‌ را‌ از‌ شمار دوستان او. «لا نطيع له اذا استهوانا». استفعال من‌ هوى يهوى، اذا ذهب. اى: اهوى الينا بحبائله ليذهب بنا الى مهواه الغوايه ‌و‌ هاويه الضلاله. فمعنى «استهوانا» اى: استغوانا فى المهامه. يعنى: طاعت ‌و‌ فرمانبردارى نكنيم او‌ را‌ چون فريب دهد ما‌ را‌ ‌و‌ سرگردان سازد در‌ بيابان ضلالت ‌و‌ غوايت ‌و‌ گمراهى. «و لا‌ نستجيب له اذا دعانا». ‌و‌ اجابت نكنيم او‌ را‌ چون بخواند ما‌ را. «نامر بمناواته من‌ اطاع امرنا، ‌و‌ نعظ عن متابعته من‌ اتبع زجرنا». المناواه: المعاداه. من‌ النوء بمعنى النهوض. لان كلا من‌ المتعاديين ينوء الى صاحبه. اى: ينهض. يعنى: بفرماييم به‌ دشمنى ‌و‌ خصومت او‌ هر‌ ‌آن كسى كه‌ اطاعت كند فرمان ما‌ را. ‌و‌ پند دهيم مردم را‌ از‌ پيروى كردن او، هر‌ ‌آن كسى كه‌ پيروى نمايد زجر مواعظ ما‌ را.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله خاتم النبيين ‌و‌ سيد المرسلين ‌و‌ على اهل بيته
الطيبين الطاهرين». خاتم- بكسر التاء على صيغه الفاعل ‌و‌ بفتحها- بمعنى ما‌ يختم به‌ كالطابع- بفتح الباء الموحده- لما يطبع به‌ الشى ء. او‌ بمعنى زينه النبيين. لان الخاتم زينه للابسه. ‌و‌ بالصيغتين روى فى هذا الدعاء. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او‌ كه‌ آخر پيغمبران است- يا: زينت ايشان است- ‌و‌ بهترين پيغمبران مرسل است- ‌و‌ سابقا تحقيق پيغمبر مرسل نموده، لهذا تكرار ‌آن نمى نمايد- ‌و‌ بر‌ اهل بيت او‌ كه‌ پاك ‌و‌ پاكيزگانند از‌ گناهان صغيره ‌و‌ كبيره ‌و‌ سهو ‌و‌ نسيان. «و اعدنا ‌و‌ اهالينا ‌و‌ اخواننا ‌و‌ جميع المومنين ‌و‌ المومنات مما استعذنا منه. ‌و‌ اجرنا مما استجرنا بك من‌ خوفه». ‌و‌ پناه ده‌ ما‌ را‌ ‌و‌ اهلان ما‌ را‌ ‌و‌ برادران ما‌ را‌ ‌و‌ همه ‌ى‌ مردان مومن ‌و‌ زنان مومنه را‌ از‌ آنچه پناه جسته ايم ما‌ از‌ او. ‌و‌ زينهار ده‌ ما‌ را‌ از‌ آنچه زينهار خواستيم به‌ تو‌ از‌ ترس او.
«و اسمع لنا ما‌ دعونا به». «اسمع» فى الاصل بهمزه الوصل. اى: اجب دعوتنا. ‌و‌ فى روايه ابن ادريس بقطع الهمزه. اى: اجعل لنا ما‌ دعونا به‌ مسموعا مستحقا للاجابه. قال الشهيد الثانى فى شرح الارشاد عند تفسير قوله: «سمع الله لمن حمده»: ان‌ سمع من‌ الافعال المتعديه بنفسها. قال الله تعالى: (سمعنا فتى يذكر)، (سمعنا مناديا ينادى للايمان). ‌و‌ قد عدى هنا باللام لتضمنه معنى استجاب فعدى بالى فى
قوله: (لا يسمعون الى الملا الاعلى). انتهى كلامه اعلى الله مقامه. يعنى: ‌و‌ بشنو ‌و‌ اجابت كن دعوت ما‌ را. يا: بگردان آنچه خوانده ايم ما‌ ‌آن را‌ مستحق اجابت ‌و‌ مسموع خود. «و اعطنا ما‌ اغفلناه. ‌و‌ احفظ لنا ما‌ نسيناه». ‌و‌ بده ما‌ را‌ آنچه غفلت ورزيده ايم ‌آن را. ‌و‌ به‌ خاطر ما‌ (محفوظ دار) از‌ آنچه فراموش كرده ايم ‌آن را. «و صيرنا بذلك فى درجات الصالحين ‌و‌ مراتب المومنين». ‌و‌ بگردان ما‌ را‌ به‌ سبب اعطاى اين مسوولات در‌ پايه هاى مردم صالح ‌و‌ مرتبه ‌ى‌ مومنين. «آمين رب العالمين». يعنى: بار خدايا، اجابت كن دعوت مرا، اى پروردگار عالميان.

  ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-10 توسط arenaweb |

متن عربی حکمت نهج البلاغه وَ فِى حَدِيثِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: إِنَّ الْإِيمانَ يَبْدُو لُمْظَةً فِى الْقَلْبِ کُلَّمَا ازْدادَ الْايمانُ ازْدادَتِ اللُّمْظَةُ. -وَ اللُّمْظَةُ مِثْلُ النُّکْتَةِ أَوْ نَحْوِها مِنَ الْبَياضِ، وَ مِنْهُ قِيلَ: فَرَسٌ أَلْمَظُ إِذا کانَ ‏بِجَحْفَلَتِهِ‏ شَىْ‏ءٌ مِنَ الْبَياضِ.- ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

روايتي ديگر از امام (ع) تاثير ايمان در روح همانا ايمان چونان نقطه‏اي نوراني در قلب پديد آيد که هر چه ايمان رشد کند آن نيز فزوني يابد (لمظه نقطه سياه يا سفيد است، مي‏گويند فرس المظ، يعني اسبي که در لب او نقطه سپيدي باشد)

ترجمه فیض الاسلام

در گفتار آن حضرت عليه‏السلام است (درباره ايمان): ايمان در دل چون نقطه سفيدي پيدا مي‏شود هر چند ايمان افزون شود آن نقطه سفيد فزوني مي‏گيرد. (سيدرضي رحمه‏الله فرمايد:) لمظه چون نقطه يا مانند آن است از سفيدي، و از اين معني است که گفته شده: فرس المظ هر گاه به لب زيرين اسب خال سفيدي باشد (ابن ابي‏الحديد در اينجا مي‏نويسد: ابوعبيد گفته: در اين حديث هست هر گاه ايمان زياده است بر کسي که انکار کرده و درست نمي‏داند که ايمان زياده و کم مي‏شود، نمي‏بيني که در اين حديث هست هر گاه ايمان زياده شود آن نقطه سفيد افزون مي‏گردد؟ ولکن طريحي رحمه‏الله صاحب کتاب مجمع‏البحرين در لغت لمظ پس از نقل اين حديث مي‏نويسد: قوله الايمان يبدو لمظه، تقدير آن علامه‏الايمان است يعني نشانه ايمان مانند نقطه سفيد در دل کسي که در اولين بار ايمان آورده هويدا مي‏گردد، پس چون به زبان اقرار و اعتراف نمود آن نقطه زياده مي‏شود، و چون به جوارح عمل صالح و کار نيک انجام داد آن نقطه افزوني يابد و همچنين (يعني هر گاه مثلا به دنيا و کالاي آن دل نبست باز آن نقطه زياده‏تر گردد) پس ناچار مضاف يعني علامت و نشانه را در تقدير مي‏گيريم، زيرا ايمان همان تصديق به خدا و رسول او است در همه اوامر و نواهي و در آن زياده شدن و فزوني يافتن تصور نمي‏شود).

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و در حديث آن حضرت است که:) ايمان همچون نقطه‏اي در دل پديد مي‏گردد هر چه ايمان بيفزايد، نقطه پديدارتر آيد. (و لمظه همانند نقطه سياه است يا مانند آن از سپيدي و از اين معني است فرس المظ هر گاه در لب اسب سپيدي بود.)
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-08 توسط arenaweb |

 

 

 

آخرهفته روابط ایران وترکیه درسایه نسل کشی ارامنه

 

آخر هفته روابط ایران و ترکیه در سایه "نسل کشی ارامنه" سپری شد!

داوود اوغلو پس از زنگ زدن به دفتر متکی ، پیگیری موضوع را به همین جا ختم نمی کند و همان روز با سفارت ترکیه در تهران و سفارت ایران در آنکارا نیز تماس می گیرد.

دولت ترکیه نسبت به اظهارات منتشره شده از حمید بقایی معاون رییس جمهوری و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران واکنش نشان داد .

به گزارش عصر ایران احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه روز گذشته به دلیل اظهارات بقایی درباره نسل کشی ارامنه در جنگ اول جهانی به دست امپراتوری عثمانی با منوچهر متکی همتای ایرانی خود تماس می گیرد و از او درباره اظهارات معاون رییس جمهوری ایران در همایش روز چهارشنبه  " ایران پل پیروزی " توضیح می خواهد .

روزنامه های ترکیه به نقل از "ایرنا" نوشتند که بقایی از وقایع قرن گذشته روی داده بین ترک ها و ارمنی ها ، به عنوان "نسل کشی ارامنه" یاد کرده است ؛ اصطلاحی که ترکیه نسبت به آن حساسیت ویژه ای دارد.

روزنامه حریت ترکیه به نقل از خبرگزاری ایرنا بخشی از اظهارات بقایی در همایش ایران پل پیروزی درباره موضوع نسل کشی ارامنه را چنین نقل کرده است : " صد سال پیش امپراتوری عثمانی علیه بخش بزرگی از جامعه  ارامنه ساکن در این امپراتوری مرتکب نسل کشی شد ".

روزنامه حریت ترکیه به نقل از احمد داوود اوغلو می نویسد که منوچهر متکی در گفتگوی تلفنی با داوود اوغلو با اشاره به اینکه موضوع همایش مزبور اساسا درباره جنگ جهانی دوم بوده و ارتباطی به جنگ اول جهانی اول نداشته ، به همتای ترک خود اطمینان می دهد که موضع ایران درباره موضوع کشتار ارامنه همان موضع سابق بوده و به موضع دولت ترکیه نزدیک است .

داوود اوغلو ، پیگیری موضوع را به همین جا ختم نمی کند و همان روز با سفارت ترکیه در تهران و سفارت ایران در آنکارا نیز تماس می گیرد.

وزیر خارجه ترکیه از سفیر خود در تهران می خواهد که از مقامات وزارت امور خارجه ایران درباره اظهارات معاون رییس جمهوری سوال کند . از این رو " کارا عثمان اوغلو " سفیر ترکیه در تهران به وزارت امور خارجه ایران رفته و موضوع را پیگیری می کند .

همچنین سفارت ایران در آنکارا در پی تماس وزارت امور خارجه ترکیه مجبور به صدور بیانیه ای می شود و با اشاره به اینکه اظهارات بقایی درست در رسانه ها نقل نشده می نویسد که منظور بقایی از اشاره به موضوع نسل کشی ارامنه صرفا تشریح وضعیت موجود در روابط ترکیه و ارمنستان بدون نتیجه گیری و قضاوت درباره موضوع نسل کشی بوده است .

همچنین روز گذشته اداره كل روابط عمومي و امور فرهنگي اجتماعي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نیز با صدور اطلاعیه ای  تاكيد كرد كه اظهارات بقايي در باره روابط دولت عثماني و ارامنه به درستي منعكس نشده است.

در اطلاعيه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آمده است: اظهارات آقاي بقايي در جريان همايش ايران پل پيروزي در رسانه هاي مختلف به درستي منعكس نشده و يا شماري از رسانه ها از اظهارات وي در خصوص مسايل في مابين دولت عثماني و ارامنه در جريان جنگ جهاني برداشت هاي خود را منعكس كرده اند.

اين اطلاعيه تاكيد مي كند: بقايي صرفا به موضوع فوق الذكر به عنوان مطروحه بين دو كشور تركيه و ارمنستان بدون ارايه هيچگونه تحليل يا نقطه نظري خاص اشاره كرده است.

دولت ترکیه به شدت نسبت به به کار بردن واژه نسل کشی برای خشونت های منجر به کشته شدن صدها هزار نفر در سال های بین 1915 تا 1917 حساس است و معتقد است که خشونت های سال های 1915 تا 1917 سیاستی برنامه ریزی نبوده بلکه خشونت های فرقه ای و قومی بوده که قربانیانی از هر دو طرف داشته است .

روابط ایران و ترکیه در ماه های اخیر به دلیل حمایت ترکیه از موضع هسته ای ایران گرم تر از گذشته شده و ظاهرا طرف ترک انتظار ندارد ، در حالی که آنکارا از موضع ایران در موضوع هسته ای حمایت می کند ، یک مقام مسئول ایرانی در اظهارات خود از واژه نسل کشی ارامنه استفاده کند ..../تحلیل:عصرایران


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-05 توسط arenaweb |

ترجمه فارسی نهج البلاغه پيمودن راه راست
مردم! بيم مکنيد در راه راست، که شمار روندگان آن چنين اندک چراست! که مردم بر سر خواني فراهم آمده‏اند- از ديرباز، مدت- سيري آن کوتاه است و زمان گرسنگي‏اش دراز. مردم! خشنودي و خشم- از چيزي- همگان را- در پيامد آن- شريک سازد- و کيفر يا پاداش آنچه را بدان راضي شده‏اند به آنان بپردازد-. چنانکه ماده‏شتر ثمود را يک تن پي نمود و خدا همه آنان را عذاب فرمود، چرا- که گرد اعتراض نگرديدند- و همگي آن کار را پسنديدند، و خداي سبحان گفت: ماده‏شتر را پي کردند و سرانجام پشيمان شدند و ديري نپاييد که زمينشان بانگي کرد و فرو رفت، چنانکه در زمين سست آهن تفت. مردم! آن که راه آشکار را بپيمايد به آب درآيد، و آن که بيراهه را پيش گيرد، در بيابان بي نشان افتد- و از تشنگي بميرد-. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) أَيُّهَا النّاسُ، لا تَسْتَوْحِشُوا فِى طَرِيقِ الْهُدى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ، فَإِنَّ النّاسَ قَدِ اجْتَمَعُوا عَلى مائِدَةٍ شِبَعُها قَصِيرٌ، وَ جُوعُها طَوِيلٌ. أَيُّهَا النّاسُ، إِنَّما يَجْمَعُ النّاسَ الرِّضا وَ ‏السُّخْطُ، وَ إِنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذابِ لَمّا عَمُّوهُ بِالْرِّضا، فَقالَ سُبْحانَهُ: ‏فَعَقَرُوها ‏فَأَصْبَحُوا ‏نادِمِينَ‏ فَما کانَ إِلّا أَنْ ‏خارَتْ‏ أَرْضُهُمْ بِالْخَسْفَةِ خُوارَ ‏السِّکَّةِ ‏الْمُحْماةِ فِى الْأَرْضِ ‏الْخَوَّارَةِ. أَيُّهَا النّاسُ، ‏مَنْ‏ ‏سَلَکَ‏ ‏الطَّرِيقَ‏ ‏الْواضِحَ‏ ‏وَرَدَ ‏الْماءَ، وَ مَنْ خالَفَ وَقَعَ فِى التِّيهِ.
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-07-03 توسط arenaweb |

ترجمه فارسی نهج البلاغه خبر از حوادث ناگوار
از خطبه‏هاي ديگر (آن حضرت عليه‏السلام) است مشتمل بر حوادث و پيش‏آمدهاي سخت (که بعد از آن بزرگوار واقع شده): او است خداوندي که پيش از هر اولي اول (و مبدا) است (پس هر اولي موخر از او است) و بعد از هر آخري آخر (و مرجع) مي‏باشد (پس برگشت هر آخري بسوي او است) به سبب اول (و مبدا بودن) او لازم است که اول (و مبدا) نداشته باشد (وگرنه مبدا هر چيز نبود) و به جهت آخر (و مرجع بودن) او لازم است که آخر (و مرجع) نداشته باشد (وگرنه مرجع هر چيز نيست، خلاصه ازلي و ابدي است که چيزي پيش از او نبوده و بعد از او نميباشد) و گواهي مي‏دهم به اينکه بجز او خدايي نيست گواهي که پنهان و آشکار و دل و زبان در آن موافقت دارند (و نفاق و دوروئي در آن راه ندارد).
مردم، دشمني و مخالفت با من شما را به گناه (تکذيب گفتارم) وادار ننمايد، و (در آنچه خواهم گفت) نافرماني از من شما را حيران و سرگردان نسازد، و چون چيزي (خبر از غيب) از من بشنويد به يکديگر چشم نيندازيد (به شگفت نيامده انکار نکنيد) پس سوگند به آن کس که دانه را (زير زمين) شکافته و انسان را آفريده آنچه به شما خبر مي‏دهم (از پيش خود نميگويم، بلکه) از پيغمبر صلي الله عليه و اله است که امي بوده (هر چه فرموده از وحي الهي است از کسي نياموخته) و دروغ نگفته، و شنونده (فرمايشات او يعني امام عليه‏السلام) نادان نبوده است (خلاصه اين خبر وحي الهي است به پيغمبر اکرم:) مانند آن است که مي‏بينم کسي را (معاويه يا عبدالملک ابن مروان) در ضلالت و گمراهي بسيار که به شام بانگ زند (مردم را گرد آورد) و بيرقهاي خود را در اطراف کوفه نصب کند، پس چون دهن باز نمايد (مردم را طعمه شمشير قرار دهد) و دهنه لجام او سخت (بسيار سرکش) گردد، و پا زدنش در زمين سنگين باشد (جورش همه را فرا گيرد) و فتنه و آشوب به نيش دندان مردان زمانش را بگزد (مردم مبتلي به قتل و غارت و درد و اندوه گردند) و موجهاي جنگ به حرکت آيد (جنگهاي سخت پيش آيد) و روزها (به سبب ظلم و ستم) گرفته و درهمند، و شبها (به سبب درد و اندوه) دلخراش هستند (خلاصه آن مرد گمراه کوفه را ويران کرده مردم را دقيقه‏اي آسوده نگذارد) پس آنگاه که کشت آن گمراه (از تخم فتنه و فساد) بروئيد، و شاخه آن نمو نمايد (بر مردم مسلط شود) و شقشقه‏هاي او صدا کند (شقشقه چيزي است مانند شش گوسفند که هنگام مستي از دهن شتر بيرون آمده صدا کند، يعني فرمانهاي ناحق دهد) و برق شمشيرهايش بدرخشد (طغيان و سرکشيش به حد کمال رسيده و بيم ترس از او در دلهاي قوي جا گيرد، آنگاه) بيرقهاي فتنه و آشوب که رهايي از آن نيست استوار مي‏گردد، و مانند شب تاريک و درياي موج دار (پي در پي به مردم) رو آورد، اين است، و چقدر باد سخت و صدادار کوفه بشکافد (ويران نمايد) و باد تند بر آن بوزد (خونريزيها در آن واقع گردد) و پس از زمان کمي گروهي با گروهي بپيچند (به زد و خورد مشغول گردند) و (از سنبله آدمي) آنچه برپا است (قوي است) درو شود (کشته مي‏شود) و آنچه درو شده (ضعيف و ناتوان) است (در زير دست و پاي فتنه جويان) خورد مي‏گردد (خلاصه از پي يکديگر هلاک گشته و هر سال از کشت تخم فتنه و آشوب خرمنها از کشته آدميان بر باد رود). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) تَشْتَمِلُ عَلى ذِکْرِ الْمَلاحِمِ: ‏اَلْأَوَّلُ‏ قَبْلَ کُلِّ أَوَّلٍ، وَ الاخِرُ بَعْدَ کُلِّ اخِرٍ، ‏بِأَوَّلِيَّتِهِ‏ وَجَبَ أَنْ لا أَوَّلَ لَهُ، ‏وَ ‏بِاخِرِيَّتِهِ‏ ‏وَجَبَ‏ ‏أَنْ‏ ‏لا اخِرَ ‏لَهُ‏، وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ شَهادَةً يُوافِقُ فِيهَا السِّرُّ الْإِعْلانَ، وَ الْقَلْبُ اللِّسانَ.
أَيُّهَا النَّاسُ، لا ‏يَجْرِمَنَّکُمْ‏ ‏شِقاقِى‏، وَ لا ‏يَسْتَهْوِيَنَّکُمْ‏ عِصْيانِى، وَ ‏لا ‏تَتَرامَوْا ‏بِالْأَبْصارِ ‏عِندَ ‏ما ‏تَسْمَعُونَهُ‏ ‏مِنِّى‏. فَوَالَّذِى ‏فَلَقَ‏ ‏الْحَبَّةَ، وَ ‏بَرَأَ ‏النَّسَمَةَ، إِنَّ الَّذِى أُنَبِّئُکُمْ بِهِ عَنِ النَّبِىِّ ‏الْأُمِّىّ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ ‏وَ الِهِ‏ ‏ما ‏کَذَبَ‏ ‏الْمُبَلِّغُ‏، وَ لا جَهِلَ السَّامِعُ ‏لَکَأَنِّى‏ ‏أَنظُرُ إِلى ‏ضِلِّيلٍ‏ قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ، وَ ‏فَحَصَ‏ ‏بِراياتِهِ‏ فِى ضَواحِى ‏کُوفانَ‏، فَإِذا ‏فَغَرَتْ‏ فاغِرَتُهُ، وَ اشْتَدَّتْ ‏شَکِيمَتُهُ‏، وَ ثَقُلَتْ فِى الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ، غَضَّتِ الْفِتْنَةُ أَبْناءَها بِأَنْيابِها، وَ ماجَتِ الْحَرْبُ بِأَمْواجِها، وَ بَدا مِنَ الْأَيَّامِ ‏کُلُوحُها، وَ مِنَ اللَّيالِى ‏کُدُوحُها. فَإِذا أَيْنَعَ زَرْعُهُ وَ قامَ عَلى ‏يَنْعِهِ‏، وَ هَدَرَتْ ‏شَقاشِقُهُ‏، وَ بَرَقَتْ ‏بَوارِقُهُ‏، عُقِدَتْ راياتُ الْفِتَنِ الْمُعْضِلَةِ، وَ أَقْبَلْنَ کَاللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، وَ الْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ هذا، وَ کَمْ يَخْرِقُ الْکُوفَةَ مِنْ ‏قاصِفٍ‏، وَ يَمُرُّ عَلَيْها مِنْ ‏عاصِفٍ‏، وَ عَنْ قَليلٍ ‏تَلْتَفّ‏ ‏الْقُرُونُ‏ ‏بِالقُرُونِ‏، وَ ‏يُحْصَدُ ‏الْقائِمُ‏، وَ ‏يُحْطَمُ‏ ‏الْمَحْصُودُ.
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-06-30 توسط arenaweb |

ترجمه فارسی نهج البلاغه شقشقيه
(معروف به خطبه شقشقيه)
غصب خلافت و علل شکيبايي امام (ع)
آگاه باشيد! به خدا سوگند! ابابکر، جامه خلافت را بر تن کرد، در حالي که مي‏دانست، جايگاه من در حکومت اسلامي، چون محور سنگهاي آسياب است (که بدون آن آسياب حرکت نمي‏کند) او مي‏دانست که سيل علوم از دامن کوهسار من جاري است، و مرغان دور پرواز انديشه‏ها به بلنداي ارزش من نتوانند پرواز کرد، پس من رداي خلافت، رها کرده، و دامن جمع نموده از آن کناره‏گيري کردم، و در اين انديشه بودم، که آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود بپا خيزم؟ يا در اين محيط خفقان‏زا و تاريکي که بوجود آوردند، صبر پيشه سازم؟ که پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگه مي‏دارد، پس از ارزيابي درست، صبر و بردباري را خردمندانه‏تر ديدم، پس صبر کردم در حالي که گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود، و با ديدگان خود مي‏نگريستم که ميراث مرا به غارت مي‏برند!
بازي ابابکر با خلافت
تا اينکه خليفه اول، به راه خود رفت و خلافت را به پسر خطاب سپرد (سپس امام مثلي را با شعري از اعشي عنوان کرد) مرا با برادر جابر (حيان) چه شباهتي است، من همه روز را در گرماي سوزان کار کردم و او راحت و آسوده در خانه بود!! شگفتا! ابابکر که در حيات خود از مردم مي‏خواست عذرش را بپذيرند، چگونه در هنگام مرگ، خلافت را به عقد ديگري درآورد؟ هر دو از شتر خلافت سخت دوشيدند و از حاصل آن بهره‏مند گرديدند.
عمر و ماجراي خلافت
سرانجام اولي حکومت را به راهي درآورد، و به دست کسي (عمر) سپرد، که مجموعه‏اي از خشونت، سختگيري، اشتباه و پوزش‏طلبي بود، زمامدار مانند کسي که بر شتري سرکش سوار است، اگر عنان محکم کشد، پرده‏هاي بيني حيوان پاره مي‏شود، و اگر آزادش گذارد، در پرتگاه سقوط مي‏کند سوگند به خدا مردم در حکومت دومي، در ناراحتي و رنج مهمي گرفتار آمده بودند، و دچار دوروييها و اعتراضها شدند، و من در اين مدت طولاني محنت‏زا، و عذاب‏آور، چاره‏اي جز شکيبايي نداشتم، تا آنکه روزگار عمر هم سپري شد.
شورا عمر و خلافت عثمان:
سپس عمر خلافت را در گروهي قرار داد که پنداشت من همسنگ آنان مي‏باشم!!، پناه به خدا از اين شورا!، در کدام زمان من با اعضاء شورا برابر بودم؟ که هم‏اکنون مرا همانند آنها پندارند؟ و در صف آنها قرارم دهند؟ ناچار باز هم کوتاه آمدم، و با آنان هماهنگ گرديدم، يکي از آنها با کينه‏اي که از من داشت روي برتافت و ديگري دامادش را بر حقيقت برتري داد و آن دو نفر ديگر که زشت است آوردن نامشان
شکوه از خلافت عثمان
تا آنکه سومي به خلافت رسيد، دو پهلويش از پرخوري باد کرده، همواره بين آشپزخانه و دستشويي سرگردان بود، و خويشاوندان پدري او از بني‏اميه بپا خاستند، و همراه او بيت‏المال را خوردند و بر باد دادند، چون شتر گرسنه‏اي که به جان گياه بهاري بيافتد، عثمان آن قدر اسراف کرد که ريسمان بافته او باز شد، و اعمال او مردم را برانگيخت، و شکم بارگي او نابودش ساخت.
بيعت عمومي مردم با اميرالمومنين (ع)
روز بيعت، فراواني مردم چون يالهاي پرپشت کفتار بود، از هر طرف مرا احاطه کردند، تا آنکه نزديک بود حسن و حسين (ع) لگدمال گردند، و رداي من از دو طرف پاره شد، مردم چون گله‏هاي انبوه گوسفند مرا در ميان گرفتند اما آنگاه که بپا خواستم و حکومت را به دست گرفتم، جمعي پيمان شکستند، و گروهي از اطاعت من سر باز زده از دين خارج شدند، و برخي از اطاعت حق سر برتافتند، گويا نشنيده بودند سخن خداي سبحان را که مي‏فرمايد: (سراي آخرت را براي کساني برگزيديم که خواهان سرکشي و فساد در زمين نباشند و آينده از آن پرهيزکاران است) آري! به خدا آن را خوب شنيده و حفظ کرده بودند اما دنيا در ديده آنها زيبا نمود، و زيور آن چشمهايشان را خيره کرد.
مسووليتهاي اجتماعي
سوگند به خدايي که دانه را شکافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت کنندگان نبود، و ياران، حجت را بر من تمام نمي‏کردند، و اگر خداوند از علماء عهد و پيمان نگرفته بود که برابر شکم‏بارگي ستمگران، و گرسنگي مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رها مي‏نمودم، و آخر خلافت را به کاسه اول آن سيراب مي‏کردم، آنگاه مي‏ديديد که دنياي شما نزد من از آب بيني گوسفندي بي‏ارزشتر است (گفتند: در اين جا مردي از اهالي عراق بلند شد و نامه‏اي به دست امام (ع) داد و امام (ع) آن را مطالعه مي‏فرمود، گفته شد مسائلي در آن بود که مي‏بايست جواب مي‏داد. وقتي خواندن نامه به پايان رسيد، ابن عباس گفت يا اميرالمومنين! چه خوب بود سخن را از همانجا که قطع شد آغاز مي‏کرديد؟ امام (ع) فرمود:) هرگز! اي پسر عباس، شعله‏اي از آتش دل بود، زبانه کشيد و فرو نشست، (ابن عباس مي‏گويد، به خدا سوگند! بر هيچ گفتاري مانند قطع شدن سخن امام (ع) اينگونه اندوهناک نشدم، که امام نتوانست تا آنجا که دوست دارد به سخن ادامه دهد) متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) الْمَعْرُوفَةُ بِالشِّقْشِقِيَّةِ: أَما وَ اللَّهِ لَقَدْ ‏تَقَمَّصَهَا ‏فُلانٌ‏، وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ ‏مَحَلِّى‏ ‏مِنْها ‏مَحَلّ‏ ‏الْقُطْبِ‏ ‏مِنَ‏ ‏الرَّحى، ‏يَنْحَدِرُ ‏عَنِّى‏ ‏السَّيْلُ‏، ‏وَ ‏لا ‏يَرْقى ‏إِلَىّ‏ ‏الطَّيْرُ، ‏فَسَدَلْتُ‏ دُونَها ثَوْباً، وَ ‏طَوَيْتُ‏ ‏عَنْها ‏کَشْحاً، وَ طَفِقْتُ أَرْتَئى بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ ‏‏جَذّاءَ‏، أَوْ أَصْبِرَ عَلى ‏طَخْيَةٍ عَمْياءَ، يَهْرَمُ فِيهَا الْکَبِيرُ، وَ يَشِيبُ فِيهَا الصَّغِيرُ، وَ يَکْدَحُ فِيها مُؤْمِنٌ حَتّى ‏يَلْقى رَبَّهُ. فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا ‏أَحْجى، فَصَبْرَتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذىً، وَ فِى الْحَلْقِ ‏شَجاً، أَرى ‏تُراثِى‏ نَهْباً.
حَتّى مَضَى الْأَوَّلُ لِسَبِيلِهِ، ‏فَأَدْلى بِها إِلَى ‏فُلانٍ‏ بَعْدَهُ ‏ثُمّ‏ ‏تَمَثَّلَ‏ ‏بِقَوْلِ‏ ‏الْأَعْشى. ‏شَتّانَ‏ ‏ما ‏يَوْمِى‏ ‏عَلى ‏‏کُوْرِها‏ ‏وَ ‏يَوْمُ‏ ‏حَيّانَ‏ ‏أَخِى‏ ‏جابِرٍ. فَيا عَجَباً بَيْنا هُوَ ‏يَسْتَقِيلُها فِى حَياتِهِ! إِذْ عَقَدَها لِآخَرَ بَعْدَ وَفاتِهِ، لَشَدَّ ما ‏تَشَطَّرا ‏ضَرْعَيْها، فَصَيَّرَها فِى حَوْزَةٍ خَشْناءَ، ‏يَغْلُظُ ‏کَلْمُها، وَ ‏يَخْشُنُ‏ مَسُّها، وَ يَکْثُرُ ‏الْعِثارُ فِيها، وَ الْإِعْتِذارُ مِنْها، ‏فَصاحِبُها ‏کَراکِبِ‏ ‏‏الصَّعْبَةِ‏، إِنْ ‏أَشْنَقَ‏ لَها ‏خَرَمَ‏، وَ إِنْ ‏أَسْلَسَ‏ لَها ‏تَقَحَّمَ‏، ‏‏فَمُنِىَ‏‏ ‏النّاسُ‏ لَعَمْرُ اللَّهِ ‏بِخَبْطٍ وَ ‏شِماسٍ‏، وَ ‏تَلَوُّنٍ‏ ‏وَ ‏‏اعْتِراضٍ‏‏، فَصَبَرْتُ عَلى طُولِ الْمُدَّةِ، وَ شِدَّةِ الْمِحْنَةِ.
حَتّى إِذا مَضى لِسَبِيلِهِ، جَعَلَها فِى جَماعَةٍ زَعَمَ أَنِّى أَحَدُهُمْ، فَيا لَلَّهِ وَ ‏لِلشُّورى، مَتَى اعْتَرَضَ الرَّيْبُ فِىَّ مَعَ الاَوَّلِ مِنْهُمْ؟ حَتّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلى هذِهِ ‏النَّظائِرِ، لکِنِّى ‏أَسْفَفْتُ‏ إِذْ أَسَفُّوا، وَ طِرْتُ إِذْ طارُواْ، ‏فَصَغا رَجُلٌ مِنْهُمْ ‏لِضِغْنِهِ‏، ‏وَ ‏مالَ‏ ‏الْآخَرُ لِصِهْرِهِ، ‏مَعَ‏ ‏هَنٍ‏ ‏وَ ‏هَنٍ‏.
إِلى أَنْ قامَ ثالِثُ الْقومِ ‏نافِجاً ‏حِضْنَيْهِ‏، بَيْنَ ‏نَثِيلِهِ‏ وَ ‏مُعْتَلَفِهِ‏، وَ قامَ مَعَهُ بَنُو أَبِيهِ ‏يَخْضِمُونَ‏ مالَ اللَّهِ خَضْمَ الْإِبِلِ ‏نِبْتَةَ الرَّبِيعِ، إِلى أَنِ ‏انتَکَثَ‏ ‏‏عَلَيهِ‏‏ ‏فَتْلُهُ‏، وَ ‏أَجْهَزَ ‏عَلَيْهِ‏ ‏عَمَلُهُ‏، وَ ‏کَبَتْ‏ ‏بِهِ‏ ‏بِطْنَتُهُ‏.
فَما راعَنِى إِلّا وَ النّاسُ ‏اِلَىّ‏ ‏‏کَعُرْفِ‏‏ ‏‏الضَّبُع‏‏ ‏يَنْثالُونَ‏ عَلَىَّ مِنُ کُلِّ جانِبٍ، حَتّى لَقَدْ وُطِئَ الْحَسَنانِ، وَ ‏شُقّ‏ ‏‏عِطافِى‏‏، مُجْتَمِعِينَ حَوْلِى ‏‏کَرَبِيضَةِ‏ ‏‏الْغَنَمِ‏‏، فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ ‏‏نَکَثَتْ‏‏ ‏طائِفَةٌ وَ ‏‏مَرَقَتْ‏‏ أُخْرى وَ ‏فَسَقَ‏ اخَرُونَ، کَأَنَّهُمْ لَمْ ‏يَسْمَعُوا اللَّهَ سُبْحانَهُ يَقُولُ: ‏تِلْکَ‏ ‏الدّارُ ‏الاخِرَةُ ‏نَجْعَلُها ‏لِلَّذِينَ‏ ‏لا ‏يُرِيدُونَ‏ ‏عُلُوّاً ‏فِى‏ ‏الْأَرْضِ‏ ‏وَ ‏لا ‏فَساداً ‏وَ ‏الْعاقِبَةُ ‏لِلْمُتَّقِينَ‏ بَلى وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوها وَ وَعَوْها، وَ لکِنَّهُمْ ‏حَلِيَتِ‏ ‏الدُّنْيا فِى أَعْيُنِهِمْ، ‏وَراقَهُمْ‏ ‏زِبْرِجُها.
أَما وَ الَّذِى فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَ ‏بَرَأَ ‏النَّسَمَةَ، لَوْلا حُضُورُ ‏الْحاضِرِ، وَ قِيامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ ‏النَّاصِرِ، وَ ما أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَماءِ ‏أَنْ‏ ‏لا ‏يُقارُّوا عَلى ‏کِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا ‏سَغَبِ‏ مَظْلُومٍ، لَأَلْقَيْتُ حَبْلَها عَلى ‏غارِبِها، وَ لَسَقَيْتُ اخِرَها بِکَأْسِ اَوَّلِها، وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْياکُمْ هذِهِ أَزْهَدَ عِنْدىِ مِنْ ‏عَفْطَةِ ‏عَنْزٍ. قالُوا: وَ قامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ ‏السَّوادِ عِنْدَ بُلُوغِهِ إِلى هذَا الْمَوْضِعِ مِنْ خُطْبَتِهِ فَناوَلَهُ کِتاباً، فَأَقْبَلَ يَنْظُرُ فِيهِ، ‏فَلَمَّا ‏فَرَغَ‏ ‏مِنْ‏ ‏قِراءَتِهِ‏ قالَ لَهُ ‏ابْنُ‏ ‏عَبَّاسٍ‏: يا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوِ ‏اطَّرَدْتَ‏ ‏مَقالَتَکَ‏ مِنْ حَيْثُ ‏أَفْضَيْتَ‏، فَقالَ: هَيْهاتَ يَا ‏ابْنَ‏ ‏عَبَّاسٍ‏ تِلْکَ ‏‏شِقْشِقَةٌ‏ ‏‏هَدَرَتْ‏‏ ‏ثُمّ‏ ‏‏قَرَّتْ‏‏. قالَ ‏ابْنُ‏ ‏عَبَّاسٍ‏: فَوَاللَّهِ ما أَسِفْتُ عَلى کَلامٍ قَطُّ کَأَسَفِى عَلى ‏ذلِکَ‏ الْکَلامِ اَنْ لَّا يَکُونَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ بَلَغَ مِنْهُ ‏حَيْثُ‏ أَرادَ. قالَ السَّيد الشَريف: قَوْلُهُ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى هذِهِ الْخُطْبَةِ کَراکِبِ الصَّعْبَةِ إِنْ أَشْنَقَ لَها خَرَمَ، وَ إِنْ أَسْلَسَ لَها تَقَحَّمَ يُريدُ أَنَّهُ إِذا شَدَّدَ عَلَيْها فِى جَذْبِ الزِّمامِ وَ هِىَ تُنازِعُهُ رَأْسَها خَرَمَ أَنْفَها، وَ إِنْ أَرْخى لَها شَيْئاً مَعَ صُعُوبَتِها تَقَحَّمَتْ بِهِ فَلَمْ يَمْلِکْها، يُقالُ: أَشْنَقَ النّاقَةَ إِذا جَذَبَ رَأْسَها بِالزِّمامِ فَرَفَعَهُ، وَ شَنَقَها أَيْضاً. ذَکَرَ ذلِکَ ابْنُ السِّکِّيتِ فِى إِصْلاحِ الْمَنْطِقِ، وَ إِنَّما قالَ عَلَيهِ السَّلامُ: أَشْنَقَ لَها وَ لَمْ يَقُلْ أَشْنَقَها لِأَنَّهُ جَعَلَهُ فِى مُقابَلَةِ قَوْلِهِ أَسْلَسَ لَها فَکَأَنَّهُ قالَ: إِنْ رَفَعَ لَها رَأْسَها بِمَعْنى أَمْسَکَهُ عَلَيْها بِالزِّمامِ، وَ فِى الحَدِيثِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ خَطَبَ عَلى ناقَتِهِ وَ قَدْ شَنَقَ لَها فَهِىَ تَقْصَعُ بِجَرَّتِها، وَ مِنَ الشَّاهِدِ عَلى أَنَّ أَشْنَقَ بِمَعْنى شَنَقَ قَوْلُ عَدِىِّ بْنِ زَيْدٍ الْعِبادِىِّ: ساءَها ما بِنا تَبَيَّنَ فِى الْأَيْدِى وَ إِشْناقُها إِلَى الاَعْناقِ
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 2017-06-28 توسط arenaweb |
رپورتاژ
فال حافظ
معرفی شرکت اریا منتخب پارسیان
سرویس VOIP
اریا منتخب پارسیان عرضه جوجه شترمرغ بوقلمون
تورهای لحظه آخری ارزان کیش دبی مالزی و تایلند
مبل تالار یا صندلی مبل تالار پذیرایی
قیمت عمل بینی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
نورپردازی نما و آلاچیق
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
جاذبه های گردشگری کرمان یاسوج و معرفی تورهای لحظه آخری کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی

لینک های مفید
برنامه بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.: :.